« لبخند مهر | صفحه‌ی اصلی | كاش در دهكده عشق فراواني بود »

امروز هنوز گمم.

ولی ديروز

شيرين نجاتم داد .داشتم تو اين اتاق خفه ميشدم .ولی به خير گذشت .با بچه ها بودن و تو دنياشون سير کردن خيلی کيف داره .ديروز اون دو تا فسقلی منو از فکر و خيال نجات دادن. تا دير وقت باهاشون بودم .رها شدم از دنيای بزرگسالی برای چند ساعت.

       سه شنبه، 6 دى، 1384 - آزاده

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2160

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)