نشيب و فراز
امروز از اون روزاست .اول صبح از خواب سير نشده مجبور بودم از رختخواب بيام بيرون .اخمام تو هم بود .اما نه بی دليل تو ته ذهنم يه چيز سنگينی ميكرد.
تو محل كارم رييسم مثل من بود گويا..........................اضطرابی هم بر حال زارم اضافه شد.تو وبلاگ نوشآفرين چرخيدم ذهنم پر تر شد .
هم كلامی با يه كسی كه درگير ورود مهمان نا خواسته و راندنش بود بر تشويشم افزود .
(هر كس فرزندی به دنيا می آورد بر زندگی محنت بار خويش صحه ميگذارد .او بايد ديوانه باشد وديوانه وار عاشق خويشتن كه فردی را در اين مصيبت عظيم شريك ميدارد) هيچ وقت نفهميدم .يا شايد انقدر اين خود خواهی بر من قلبه كرده كه نمی خواهم بفهمم.
بهر حال در نشيب و فرازم امروز.
پنجشنبه، 24 آذر، 1384 - آزاده