« | صفحه‌ی اصلی | اين منم در گوشه ای تنها ترين »

هميشه آمده اي

يادت می آد اون صبح دلگير

اون گريه های آخرم رو

مثل هميشه من گذاشتم

رو سينه گرمت سرم رو

يادت می آد گفتی بپوشم

اون پيرهن سبز و بلندم

حتی خودت خواستی که اون صبح

موهای مشکی مو نبندم

تو اون هوای سرد و دلگير

راه افتادی تنها پياده

زود سايه تو از دور شناختم

ايستاده بودی توی جاده

مثل يه بچه کفتر آروم

من يک نفس تا تو دويدم

تا روتو برگردوندی فوری

خندون تو آغوشت پريدم

گفتی ميمونی تا بيام من

گفتم اگه تو برنگردی

خنديدی و ديدم چشاتو

دور از چش من پاک کردی

                               (شاعر)

       پنجشنبه، 13 بهمن، 1384 - آزاده

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2183

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)