« دچار يعني عاشق | صفحه‌ی اصلی | و من »

بد شانسي

امروز رو بد شانسی ام.اون از ديشب که خيلی بد خوابيدم .اون از صبح که ساعت ۷ بيدار شدم ولی ساعت ۸ از در اومدم بيرون .تو راه پنچر شديم .زاپاس نداشتيم. بارون شديد وسط اتوبان همت . زير بارون منتظر يه ماشين شدم .تا شيراز آوردم.اونجا آزانس گرفتم . مسير و اشتباه اومد .دوباره تو اين ترافيک مسير و تکرار کرد .........اه انقدر کج خلق شدم که نگو.

      چهارشنبه، 26 بهمن، 1384 - آزاده

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2192

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)