تواضع
نارونی سايه افکنده
از دور
چادری سياه به بلندای شب در باد حرکت ميکند
و پايين درخت
قاصدک
در جدال با نسيم
و حلزونی در تکاپوی فتح درخت
مورچه ای
بيرون از سايه درخت در حال تلاش
لحظاتی بعد
در حالی که باد به خود میپيچد
نزديک سايه نارون ميشود
و کرم خاکی در حسرت باران
.........
باد به درخت رسيد
حلزون از بالای درخت به پايين افتاد
و درخت مغرور
ريشه کن در پهنای زمين
باد پايان ميگيرد
و اينبار
قاصدک که سر از تواضع بر ميدارد
بالاتر از همه ايستاده
(ارسطو)
پنجشنبه، 4 اسفند، 1384 - آزاده