ديونگي ناتمام
دقيقا با امروز سه روزه که مثل ديوونه هام .تحمل هيچ چيز و هيچ کسی را ندارم.از يکنواختی و فشار های روحی اين روزا بد حالم بده .اين اسفند لعنتی هم که تموم بشو نيست . مثل حلزون راه ميره کند و چسب ناک.تنها چيزی که اين روزا خوبه هواست .اونم تاثيری تو حال من نداره .اين ده دوازده روزم تموم بشه ببينيم که چی ميشه.يعنی چی ميشه؟
پنجشنبه، 18 اسفند، 1384 - آزا