« كاش | صفحه‌ی اصلی | »

راشين

پنجشنبه راشين اومد پيش من .خدايا چی بگم از اين کودک شيرين .رفتارش مثل بزرگاست . اونم نه آدم بزرگ های ممولی .مثل پرنسس هاست .از موقعی که يادمه همين بوده .کاش از رفتارای مامانش باهاش نت برميداشتم .منتهای آرزوم اينه که خدا بهم يه بچه مثل اون بده .از يه آرامش خاصی برخورداره .رفتاراش همه محترمه .يه جوری به من ابراز علاقه ميکنه که ديوونه ميشم . دلم ميخواد ساعتها رفتارشو زير نظر بگيرم .مسعود رو کاناپه خواب بود .از آروم صحبت کردن اون متوجه خواب مسعود شدم .حتی آدمهای بزرگ هم خيلی آشون اينو نمی‌فهمن .نميدونم چی بگم .ولی واقعا دست پدر مادرش درد نکنه .من که بهشون غبطه ميخورم....خلاصه خيلی خوش گذشت.

        شنبه، 23 اردىبهشت، 1385 - آزاده

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2218

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)