« بس | صفحه‌ی اصلی | از اون روزا »

حس غريب

مي خوام بنويسم ولي اينقدر هيجان دارم كه نميتونم .يه نفس عميق ميكشم

دقيقا نميدونم چه حسي دارم !فقط ميدونم كه ؟آروم نيستم .يه جورايي مضطربم .ولي خوشحال.مسعودهم .گنگه يه جورايي.حس مادر شدن چه جوريه .ته دلم يه ترسي هست .خوب اين يه حسيه كه تا حالا نداشتم .طبيعيه كه يه كم گيج باشم . نميدونم ميتونم اين همه هيجان رو تو خودم حفظ كنم يا نه؟دلم ميخواد به همه بگم . نسيمه اولين نفربود . اتاق خالي بود با هم چت كرديم . من اولين نفر بودم كه فهميدم اون مامان شده . همون حس رو اونم داشت .دلم ميخواد بهترين مامان دنيا باشم . خدايا كمكم كن . (۳۰ ارديبهشت نوشتم .سايت بسته بود)

 

       پنجشنبه، 4 خرداد، 1385 - آزاده

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2223

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)