دلم تنگه
دلم برای شنيدن يک آواز تنگ است .دلم برای نوشتن يک شعر نو تنگ است .دلم برای کشيدن يک طرح ساده ام تنگ است .هزار سال فاصله دارم من از همان روزها که با زمزمه يک ترانه مست بودم . با نوشتن يک شعر ساده هم عاشق .همه دلخوشيم به يک سفر بود ميان جمع دخترکان خندان و سر زنده .دلم برای بهارکم تنگ است .برای آنهمه حرفهای تکراری.برای آن همه شور عاشقانه او .دلم برای مدرسه معلمها.روزهای من و نسيم و دانش افشان هم .دلم برای زمين بازی .توپ دلم برای کاپيتان هم تنگ است .