« شکر که خوبم | صفحه‌ی اصلی | از ملکوت »

پر می زنم

گلهای کنار تخت

نور کمرنگ

صدای آواز قدیمی

شمعهای روی میز

همه و همه

آرامشی را خلق می کند برایم

آرامشی از جنس نور

و من گمانم نبود به این زودیها

از اون دنیایه سرد و سنگینی

که ساخته بودم رهایی یابم .

بی گمان از این بازیها

زیاد خواهم داشت

راهش را آموختم

تجربه ای که به من بال داد

حالا فقط کافیست که اراده کنم

تا پر بزنم

همین!

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2319

نظرها

پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني است!

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)