« ویترین | صفحه‌ی اصلی | همیشه یادت می رود »

درام اجتماعی

زنی که شکمش از کودکی که حمل میکرد شش ماهه می نمود با کودکی 2 ساله که به شیرینی کلام و تلخی گفتار سخن میگفت .راننده پیکانی بود که مرا دیشب به خانه برد . کودک 5 ساله اش از تهران گردی 10 ساعته روی صندلی جلو خوابش برده بود و کنار ش کاسه پول خوردهایی که نمایش امرار معاش بود .حزن نگاه زن و دل درد کودک 2 ساله در بغل اندوهم را افزون ساخت . و اعتراض رانندهای دیگر مبنی بر نشاندن کودک پشت رل قلبم را به آتش کشید .عجب صبری خدا دارد .

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2323

نظرها

سکوت سرشار از ناگفته هاست.

وجود خدايي ما نيز از صبر لبريز است ، وگرنه تاكنون ...اي واي

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)