« همیشه یادت می رود | صفحه‌ی اصلی | تو در تو »

خالی نیست!

سفیی کاغذ سنگینی قلم را بر دوش می کشد.

با سیاهی قلم کلنجار می رود

تا نقشی بندد بر روی خود

در نقاطی مشترک از کاغذ و قلم

طرحی سیاه

از یک کوزه

یک کوزه خالی با سایه ای کبود

این سایه کبود سرد

یعنی که نور هست

کوزه بی آب اما

خالی نیست

لبریز از هیچ

هیچ

هیچ

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2325

نظرها

kooze be sarhaye pari yadat hast ?koozeye to mara be salhaye pariha bord

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)