خالی نیست!
سفیی کاغذ سنگینی قلم را بر دوش می کشد.
با سیاهی قلم کلنجار می رود
تا نقشی بندد بر روی خود
در نقاطی مشترک از کاغذ و قلم
طرحی سیاه
از یک کوزه
یک کوزه خالی با سایه ای کبود
این سایه کبود سرد
یعنی که نور هست
کوزه بی آب اما
خالی نیست
لبریز از هیچ
هیچ
هیچ
نظرها
kooze be sarhaye pari yadat hast ?koozeye to mara be salhaye pariha bord
Posted by: nasimeh | November 20, 2006 7:12 PM