« خالی نیست! | صفحه‌ی اصلی | زمان »

تو در تو

در من شوری می آفریند

شوقی کودکانه

دیوانه بازیش را هم دوست دارم

مهربانی پنهانی که ترسی به دنبالش

منع می داردش از بروز همیشه عاطفه

سختی نگاهایش و اضطراب ناگهانی همراه با ...

گاهی محبت در پشت غرورش پنهان می کند

با احتمال اینکه ...

ساعتهای طولانی فکر می کنم به تمام رفتارش

موشکافانه و عمیق

گاهی نگاههای ثابتش

من را به آنچه

مخفی کرده است در خود نزدیک می کند

خودش را نمی شناسد ؟

یا شاید در پس پردهای پنهان کرده

با علم به دانستن.

موجود پیچده ایست

و من عاشق این تو در تویش هستم

او نیز ناخواسته به بازی من تن میدهد

بازی سخت شناخت

او هم همبازی خوبیست

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2326

نظرها

تو بازي ، مي شه دروغ گفت
مي شه تقلب كرد
مي شه قهر كرد،
اينها هم برات قشنگه!؟
راستي گفتي كه مثل اينكه براي اون به اندازه ما تلخ نيست ، هيچوقت اين فكر رو نكن.آدمها عادت دارن غمهاي بزرگ شون رو از ديگرون قايم كنن و بعد تو خلوت شب و در اوج بي كسي اشك بريزن.
اين هم جزو قواعد همون بازيه . بازي گاهي تلخ و گاهي شيرين !

بازیهایت را نیز دوست دارم و شادمان که در همه بازیهایت یا شریکم یا ناظر .

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)