مرگ
وقتی زبانت پیچ می خورد در خلائی بزرگ
محتضرانه !
نا توان از حتی تکلم روزمره
سعی می کنی دستهای کفن پیچت را اینبار لا اقل روی زانو بگذاری
که بایستی نه؟
اینجا ته خط است
از نویی در کار نیست
دوباره واژه گنگی ست .
« فاش | صفحهی اصلی | ما و شبهای تهران »
وقتی زبانت پیچ می خورد در خلائی بزرگ
محتضرانه !
نا توان از حتی تکلم روزمره
سعی می کنی دستهای کفن پیچت را اینبار لا اقل روی زانو بگذاری
که بایستی نه؟
اینجا ته خط است
از نویی در کار نیست
دوباره واژه گنگی ست .
آدرس ترکبک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2348
نظرها
به امید آنکه با وجدانی آسوده راهی این حقیقت شویم .
Posted by: سمیه | January 10, 2007 4:34 AM
ته خط !
گاه ته خط را دوست داري .
گاه خسته اي .
گاه پايان به هر شكلي زيباست .بد و خوب ... به هر حال تموم شد.
Posted by: اشي (شام آخر) | January 13, 2007 7:07 AM