مسافر
امروز مسافرم
" و من مسافرم ای بادهای همواره"
بعد از سالها با کسانی که روزی خانواده ام بودند
رفیق روزهای غربت
دوباره تجربه شان خواهم کرد
در حال و هوای دیگر
دوباره چندی را در کنارشانم
مثل آن روزها
مثل هوای دوستیهای گذشته
روزهای هیجان و ...
اینبار "انتهای غربت "مرا نمی برد
من مسافرم
سفر سبز باد .
نظرها
یکدست لباس ، یک جفت کفش وقدری تنقلات
ارزانترین توشه برای یک سفر
آیا برای سفر مرگ بسته ایم؟
...جز توشه گناه
Posted by: پویا | January 11, 2007 5:42 AM
باز آمدنت را انتظار میکشم عزیزم
Posted by: نسیمه | January 11, 2007 7:38 AM
انتهاي غربت مرا نيز نبرد
اما
روزهاي هيجانم
به روزهاي حسرت تبديل شدند .
خوش گذشت .
مثل هميشه با هم بودنها...
اما...
Posted by: اشي (شام آخر) | January 13, 2007 7:01 AM
آرامش شادی صمیمیت خنده
سفر خوبی بود خوش گذشت و نیز تجربه ای جدید .
به امید تکرار مجدد آن .
Posted by: سمیه(مامی) | January 14, 2007 6:54 AM
مگر غیر از این است که همیشه ما مسافریم؟؟ً
.
.
.
.
.
و آری ایکاش همیشه
سفر سبز باد.
Posted by: شاید یک دوست | January 15, 2007 4:21 PM
هان ای مسافر، سفر به سلامت
.
.
.
نکند هنوز در سفری؟؟ً
و خيال مي كنی
در آب هاي جهان قايقي است
و تو - مسافر قايق - هزار ها سال است
سرود زنده دريانوردهاي كهن را
به گوش روزنه هاي فصول مي خوانی
و پيش مي رانی
تو را سفر به كجا مي برد؟ً
.
.
آیا سفر تو را به سرزمین های استوائی برده؟؟ً
.
.
.
سفر دراز شد!!!!1
Posted by: شاید یک دوست | January 19, 2007 9:36 AM
همسفر گاه بود و گاه نبود من
به شكوايه هايت
كوتاه نوشتم
نيامدي
دوباره روده درازي كردم.
Posted by: اشي (شام آخر) | January 20, 2007 5:44 AM