« ما و شبهای تهران | صفحه‌ی اصلی | خلوت »

مسافر

امروز مسافرم

" و من مسافرم ای بادهای همواره"

بعد از سالها با کسانی که روزی خانواده ام بودند

رفیق روزهای غربت

دوباره تجربه شان خواهم کرد

در حال و هوای دیگر

دوباره چندی را در کنارشانم

مثل آن روزها

مثل هوای دوستیهای گذشته

روزهای هیجان و ...

اینبار "انتهای غربت "مرا نمی برد

من مسافرم

سفر سبز باد .

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2350

نظرها

یکدست لباس ، یک جفت کفش وقدری تنقلات
ارزانترین توشه برای یک سفر
آیا برای سفر مرگ بسته ایم؟
...جز توشه گناه

باز آمدنت را انتظار میکشم عزیزم

انتهاي غربت مرا نيز نبرد
اما
روزهاي هيجانم
به روزهاي حسرت تبديل شدند .
خوش گذشت .
مثل هميشه با هم بودنها...
اما...

آرامش شادی صمیمیت خنده
سفر خوبی بود خوش گذشت و نیز تجربه ای جدید .
به امید تکرار مجدد آن .

مگر غیر از این است که همیشه ما مسافریم؟؟ً
.
.
.
.
.
و آری ایکاش همیشه
سفر سبز باد.

هان ای مسافر، سفر به سلامت
.
.
.
نکند هنوز در سفری؟؟ً
و خيال مي كنی
در آب هاي جهان قايقي است
و تو - مسافر قايق - هزار ها سال است
سرود زنده دريانوردهاي كهن را
به گوش روزنه هاي فصول مي خوانی
و پيش مي رانی
تو را سفر به كجا مي برد؟ً
.
.
آیا سفر تو را به سرزمین های استوائی برده؟؟ً
.
.
.
سفر دراز شد!!!!1

همسفر گاه بود و گاه نبود من
به شكوايه هايت
كوتاه نوشتم
نيامدي
دوباره روده درازي كردم.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)