پاک می کنی؟
اوس محمود به هم بندیش گفت :لیلا وقتی غلط می نویسه با پاکن ته مدادش غلطش و پاک می کنه .کاش ما آدمها هم یه پاکن داشتیم که غلط هامونو پاک می کردیم.
تو بگو تو اگه یه پاکن داشتی چی و پاک میکردی؟
بی پرده بگو
هیچ دادگاهی نیست
که برایت درخواست اشد مجازات بشود
بگو .نگفته نرو
نظرها
فكر كنم خاطره روزهايي رو كه به حماقت گذروندم.
Posted by: اشي (شام آخر) | January 27, 2007 11:06 AM
روزهای نزدیک کنکور بجای تلاش بیشتراوقاتم رو به بطالت گذرندوم.دوست دارم این روزها رو پاک کنم چرا از وقتم بهتر استفاده نکردم .
Posted by: سمیه(مامی) | January 27, 2007 2:34 PM
اگر.....
استعفا می دهم و مسئولیتهای یک کودک هشت ساله را قبول می کنم
می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است .
می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می توانم آن را بخورم !
می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم .
می خواهم درون یک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم .
می خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چیز ساده بود، وقتی داشتم رنگها را،جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را یاد می گرفتم، وقتی نمی دانستم که چه چیزهایی نمی دانم و هیچ اهمیتی هم نمی دادم .
می خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست و همه راستگو و خوب هستند.
می خواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است و می خواهم که از پیچیدگیهای دنیا بی خبر باشم .
می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم، نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری، خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جریمه و ..
می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم، به یک کلمه محبت آمیز، به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به باران، و به ...
این دسته چک من، کلید ماشین، کارت اعتباری و بقیه مدارک، مال شما .
من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم
Posted by: rira | January 27, 2007 4:16 PM
روزهاي مهرباني و هيجانات کودکانه ام را از زندگي کساني که اين کودکانه هايم را نمي فهمند
Posted by: نسیمه | January 28, 2007 11:23 AM
تمام حسادتها و بدبینی هاو کینه و بی اعتمادی هام رو
Posted by: نسیم | January 28, 2007 11:26 AM
اگر یک پاکن داشتم می کشیدم رو همه این سالهای تنهایی.
وقتی همه رو پاک کردم دیگه خودم همه پاک شدم . انوقت به آزامش رسیدم . دیگه نیستم . دیگه دلتنگ نمیشم دیگه بغض نمی کنم. دیگه همیشه اطراف ام رو نگاه نمی کنم به امید نگاه خریداری.
Posted by: بابک | January 29, 2007 9:59 AM
اگه صفحه زندگیم پاکن داشت . همشو پاک میکردم و دوباره مینوشتم.
Posted by: پویا | January 31, 2007 10:11 AM
سلام...
از وبلاگت خوشم میاد...
باز نظرتو میخوام...
موفق تر باشی...
Posted by: ع.ر | February 1, 2007 2:31 PM
آزاده جان،
سوال سختیه.
و نه تنها سخته ، نمی دونم چه فایده ای داره ، چون از جنس حسرته و از جنس اون "اگر" هایی که اگر بکاری هم سبز نمیشه.
شاید بگی به درد بقیه میخوره که بعضی غلطا رو نکنن ، ولی ما آدما از هیچ کس درس نمی گیریم. اگه یه چیزی توی وجودمون بجوشه پی شو میگیریم و اگر هم نجوشه هر کی هر کار بکنه فایده نداره.
ای کاش به جای این سوال ، می پرسیدی اگه بخواین تو دفتر زندگیتون یه چیزی بنویسین که بهش برسین ، چی می نوشتین. خوبی ش اینه که این سوال از جنس امیده که البته بهتر از حسرته.
اون موقع من جواب میدادم:
"رضایت از چیزایی که دارم .."
Posted by: ali | February 3, 2007 5:34 AM
من هیچ چیز و پاک نمی کنم . هر چی فکر کردم دیدم همه کارام و خاطره هام و دوست دارم .بعضی از غلط ها رو خواستم پاک کنم .دیدم بهترین تصمیم تو زمان خودش بوده .نتونستم چیزی و پاک کنم .نتونستم
Posted by: بارسین | February 3, 2007 5:38 AM