« غمنامه | صفحه‌ی اصلی | »

پاک می کنی؟

اوس محمود به هم بندیش گفت :لیلا وقتی غلط می نویسه با پاکن ته مدادش غلطش و پاک می کنه .کاش ما آدمها هم یه پاکن داشتیم که غلط هامونو پاک می کردیم.

تو بگو تو اگه یه پاکن داشتی چی و پاک میکردی؟

بی پرده بگو

هیچ دادگاهی نیست

که برایت درخواست اشد مجازات بشود

بگو .نگفته نرو

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2353

نظرها

فكر كنم خاطره روزهايي رو كه به حماقت گذروندم.

روزهای نزدیک کنکور بجای تلاش بیشتراوقاتم رو به بطالت گذرندوم.دوست دارم این روزها رو پاک کنم چرا از وقتم بهتر استفاده نکردم .

اگر.....
استعفا می دهم و مسئولیتهای یک کودک هشت ساله را قبول می کنم

می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است .

می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می توانم آن را بخورم !

می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم .

می خواهم درون یک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم .

می خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چیز ساده بود، وقتی داشتم رنگها را،جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را یاد می گرفتم، وقتی نمی دانستم که چه چیزهایی نمی دانم و هیچ اهمیتی هم نمی دادم .

می خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست و همه راستگو و خوب هستند.

می خواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است و می خواهم که از پیچیدگیهای دنیا بی خبر باشم .

می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم، نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری، خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جریمه و ..

می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم، به یک کلمه محبت آمیز، به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به باران، و به ...

این دسته چک من، کلید ماشین، کارت اعتباری و بقیه مدارک، مال شما .

من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم

روزهاي مهرباني و هيجانات کودکانه ام را از زندگي کساني که اين کودکانه هايم را نمي فهمند

تمام حسادتها و بدبینی هاو کینه و بی اعتمادی هام رو

اگر یک پاکن داشتم می کشیدم رو همه این سالهای تنهایی.
وقتی همه رو پاک کردم دیگه خودم همه پاک شدم . انوقت به آزامش رسیدم . دیگه نیستم . دیگه دلتنگ نمیشم دیگه بغض نمی کنم. دیگه همیشه اطراف ام رو نگاه نمی کنم به امید نگاه خریداری.

اگه صفحه زندگیم پاکن داشت . همشو پاک میکردم و دوباره مینوشتم.

سلام...
از وبلاگت خوشم میاد...
باز نظرتو میخوام...
موفق تر باشی...

آزاده جان،
سوال سختیه.
و نه تنها سخته ، نمی دونم چه فایده ای داره ، چون از جنس حسرته و از جنس اون "اگر" هایی که اگر بکاری هم سبز نمیشه.
شاید بگی به درد بقیه میخوره که بعضی غلطا رو نکنن ، ولی ما آدما از هیچ کس درس نمی گیریم. اگه یه چیزی توی وجودمون بجوشه پی شو میگیریم و اگر هم نجوشه هر کی هر کار بکنه فایده نداره.
ای کاش به جای این سوال ، می پرسیدی اگه بخواین تو دفتر زندگیتون یه چیزی بنویسین که بهش برسین ، چی می نوشتین. خوبی ش اینه که این سوال از جنس امیده که البته بهتر از حسرته.
اون موقع من جواب میدادم:
"رضایت از چیزایی که دارم .."

من هیچ چیز و پاک نمی کنم . هر چی فکر کردم دیدم همه کارام و خاطره هام و دوست دارم .بعضی از غلط ها رو خواستم پاک کنم .دیدم بهترین تصمیم تو زمان خودش بوده .نتونستم چیزی و پاک کنم .نتونستم

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)