من مات چشمان توشدم
و تنهاییم را بر سکوت تو خیره ماندم
گاهی تو را از بر می خوانم
بی هیچ تفکری !
« سیاه | صفحهی اصلی | »
من مات چشمان توشدم
و تنهاییم را بر سکوت تو خیره ماندم
گاهی تو را از بر می خوانم
بی هیچ تفکری !
آدرس ترکبک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2362
نظرها
چه سخته تو وبلاگت نظر دادن می دونی بخاطره چیه ؟
اگر خواستی بهت می گم؟ الان که میشه به راحتی با دات نت وب پیج درست کرد چرا با پی اچ پی ؟ textarea :((
:((
Posted by: وحید | February 22, 2007 12:03 AM
نمي دونم كدوم يك از اين سياستمدارها بود ، روزولت يا چرچيل رمي گفت من ترجيح ميدم بجاي اينكه به عقل مردها اعتماد كنم به غريزه زنها اعتماد كنم .
Posted by: اشي | February 22, 2007 1:08 PM
چشمانت شکوه شکیبایی....
Posted by: نسیمه | February 25, 2007 11:36 AM
این حسه از بر خوندنو منم دارم اما واسه............
Posted by: سمیه(مامی) | February 26, 2007 6:13 AM