« February 2007 | صفحه‌ی اصلی | April 2007 »

March 27, 2007

تا برگردی

لبریزت می کنم از ترانه
 سرشارم می کنی از غرور
 دو دل دست می گشایی و
 یک دل
 می فشرم دست هایت را
 می مانم تا نشانی ارغوانی ابری و
 آبی
بر می گردی

دلتنگم شاهماهی 

سال گذشته

سالی که گذشت سال عجیبی بود

سالی که گذشت سال سرمایه گذاری بود

با سرنوشت معامله کردم
و ستاره ای خریدم از نوع دست نیافتنی
صداقت را نادرترین صفت سال نامیدند

دو روئی را ترویج دادند
آه...
خدا کند امسال همه چیز به روال عادی برگردد

March 19, 2007

عید

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

March 17, 2007

ایستگاه آخر

بگویید قطار امسال

کمی مانده به ایستگاه آخر

بایستد

بگویید در ماه ترین ایستگاه زمین

بایستد

قبل از رسیدن به ستاره ترین وقت سال

بایستد

می خواهم در نسیم ورق بخورم

کجا ؟

"به کجا چنین شتابان ؟"

کجای این همه رفتن ما را به آرزومان برده؟

بمان !

یک لحظه بمان

شاید بخواهی

 این دست نویس مچاله شده را دوباره بخوانی

چرا در این بی کجایی شتابان

چشمها همه به من دوخته شده؟ها؟

آه !

دارم همه خودم را بلند بلند فریاد می زنم

کاغذم را

دوباره نمی خوانمش میسپارم به باد

هر چه بادا باد

March 14, 2007

بخشش

می بخشمت !

می بخشم برای اینکه

در  قیامت هم چشمم به چشمانت نیافتد .

همین!

March 13, 2007

چهار شنبه سوری

دستهای تو روی شانه های من

شانه های من...

بیا کنار شمدانی های شعرهایم بنشین

کنار طعم گس انار

تخته نرد

آتش چهار شنبه سوری

شب نارس خیال

چرخش تند عقربه های اسفند

لحظه های دوان به سوی ساعات تحویل سال

سالهایی که می آیند و می روند

اگر باورت نیست

بیا کنار سکوت من بنشین

هنوز هم چهار شنبه آخر سال بوی شادی می دهد

و در همه ثانیه ها سرشارم از عطر تو

March 6, 2007

انسان از هر چيز که بسيار دوست ميدارد خود را جدا ميسازد .در اوج خواستن  تمنا  نميخواهد. همواره به ياد می آورد اما ميخواهد که فراموش کند.

March 4, 2007

احسان تو را شمار نتوانم کرد

یک شکر تو از هزار نتوانم کرد