ایستگاه آخر
بگویید قطار امسال
کمی مانده به ایستگاه آخر
بایستد
بگویید در ماه ترین ایستگاه زمین
بایستد
قبل از رسیدن به ستاره ترین وقت سال
بایستد
می خواهم در نسیم ورق بخورم
کجا ؟
"به کجا چنین شتابان ؟"
کجای این همه رفتن ما را به آرزومان برده؟
بمان !
یک لحظه بمان
شاید بخواهی
این دست نویس مچاله شده را دوباره بخوانی
چرا در این بی کجایی شتابان
چشمها همه به من دوخته شده؟ها؟
آه !
دارم همه خودم را بلند بلند فریاد می زنم
کاغذم را
دوباره نمی خوانمش میسپارم به باد
هر چه بادا باد
نظرها
هر چه بادا باد...
تو باید شاد باشی. شاد شاد شاد...
این ایستگاه آخر اگر چه ... اما تو باید شاد باشی.
Posted by: اشی | March 19, 2007 7:17 AM