بازی آرزوها
این روزها اینقدر خوبم که گمان نکنم آرزوی داشته باشم اما
در کودکی
دلم می خواست یه اسب داشته باشم یه اسب سفید
در نوجوانی
دلم می خواست شوفر کامیون بشم و تو جاده های کویری برونم و آهنگ کویر ابی و هزار بار گوش بدم
در جوانی
دلم می خواد هر وضعیتی که دارم ازش راضی باشم. همین
دعوت می کنم از گاهی هر ز گاهی خطی ،شام آخر ،عشق یعنی..،ساغر،روزنوشته های من و رستگاری در 8:20