نمایشگاه
من اینجام !
آهای اهل حوالی هر چه بادا باد
اینجام !
پشت این جعبه ای که روبروی شماست
اینجام !
برایتان نمایشگاهی به پا کردم
از خودم
فکرم
احساسم
و هر آنچه در من است
بی احتمال آنکه گمان کنم
چماقشان کنید بر سرم
من فاش کردم همه خودم را
همه آنچه که دارم
آنچه که می خواهم داشته باشم
و آنچه روزگاری داشتم
هیچ ناراحتم نمی کند
اینکه شما مرا به قضاوت بنشینید
هیچ آزارم نمی دهد اگر اشتباه بفهمیدم
و هیچ مرا نمی رنجاند اگر به اعتراضم بنشینید م
من منم
به همین واضحی
همین.
نظرها
چقدر خوبه که حاضری همینی که هستی باشی . من منم !
Posted by: اشی | April 5, 2007 4:52 AM
اين طوري بودن خيلي سخته ، به همين خاطر هم خيليها از خودشون فرارين . آفرين .
Posted by: masoud | April 5, 2007 8:34 AM
salam,
che ziba minevisi va ba shahamat
kheyli khosham omad
vaghean doroste
inja shoma ye namayeshgah az vojoodet dorost kardi va har an che ke hasti ro dari ro mikoni
kheyli shahamat dari
___________________________
rasti " barcin " yani chi???i
----------------------------------------
بارسین یعنی سوار بر سیمرغ
Posted by: sara | April 5, 2007 3:05 PM