« رقص | صفحه‌ی اصلی | خوشبختی »

بازی آرزوها

این روزها اینقدر خوبم که گمان نکنم آرزوی داشته باشم اما

در کودکی

دلم می خواست یه اسب داشته باشم یه اسب سفید

در نوجوانی

دلم می خواست شوفر کامیون بشم و تو جاده های کویری برونم و آهنگ کویر ابی و هزار بار گوش بدم

در جوانی

دلم می خواد هر وضعیتی که دارم ازش راضی باشم. همین 

دعوت می کنم از گاهی هر ز گاهی خطی ،شام آخر ،عشق یعنی..،ساغر،روزنوشته های من و رستگاری در 8:20

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2387

نظرها

برای راضی بودن فقط یک چیز لازم است " اراده" که ایمان آوردم تو داری...
آرزوی تکامل یاقته ات را آرزومندم

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)