صبور
هر چه روزهای عمرم جلوتر می روند من صبور تر می شوم
گاهی بی اعتنا تر شاید
اما این روزها همه چیز اطرافم را خوب حس می کنم
خدا پدر یک نفر را در زندگی من بیامرزاد که چشمم را گشود
« رنگ | صفحهی اصلی | دیدار سالیانه »
هر چه روزهای عمرم جلوتر می روند من صبور تر می شوم
گاهی بی اعتنا تر شاید
اما این روزها همه چیز اطرافم را خوب حس می کنم
خدا پدر یک نفر را در زندگی من بیامرزاد که چشمم را گشود
آدرس ترکبک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2399
نظرها
یعنی اینکه ، داری مسیر طبیعی رو طی می کنی . به اصطلاح جا افتاده تر می شی!
Posted by: اشی | May 27, 2007 5:31 AM
فکر میکنی این صبوری یا بی اعتنایی خوبه؟ نه من هم همینم با گذشت زمان صبوری میکنم و گا هگاهی بی اعتنایی اما حس میکنم ...نه آنی نیست که همیشه میخواستم
امید که برای تو باشد
Posted by: نسیمه | May 27, 2007 5:55 AM