« تاثیر گذارها | صفحه‌ی اصلی | شکر »

بی قراری

می خواهم را بروم
هنوز ساعت 9:15 دقیقه صبح است و من
بی هیچ دلیل معلومی قرار نشستن ندارم
این روزها کسالتم به شادیهایم می چربد
دلم تغییر می خواهد
محیط؟
آدمها؟
نمی دانم !
فقط می دانم قرار پشت میز نشستن ندارم .
دلم ساعتها لمیدن و کتاب خوانی می خواهد
کتابهایی بی هیجان و یکنواخت
جذر و مد این روزها غوغا می کند و من
انگار کمی صبرم کم شده
حوصله ام از همه چیز سر می رود این روزها
ببینم چه پیش می آید
گه گاهی هم دلشوره دارم .
خدا به خیر بگذراند

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2404

نظرها

انگار تقصیر تیر ماهه و این جذر ومدها من هم بدتر از توام لااقل تو یه بهانه ای داری من بیچاره چی؟

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)