یه سر و دو گوش
یه سر و دو گوش لو لوی بچگیامون بود
حالا تنها لولویی که هنوز ازش می ترسم
« March 2008 | صفحهی اصلی | July 2008 »
یه سر و دو گوش لو لوی بچگیامون بود
حالا تنها لولویی که هنوز ازش می ترسم
پیامک آمد:
تو این هوای بارونی یادم بیوفت
:آخه من قربون اون چشات بشم بارون و آفتاب نداره تو قلبمی عزیزم توعشقمی چه بارون باشه چه آفتاب ولی آره هوا که بارونیه آدمها عاشق ترند من هم به چشمانت قسم همیشه به یادتم شاهماهی ام